تبلیغات
غدیـــــر و امیرالمومنین - غدیر امروز - ویژگی های غدیر خـــم

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

سه شنبه 25 آبان 1389-02:02 ب.ظ



بارگاه حضرت امام علی علیه السلام

ویژگیهاى غدیر خم
1 - اجتماعى بى همانند
2 - فراوانى و انبوه حاضران
3 - تحقق بیعت عمومى
4 - كیفیت والاى حماسه غدیر
5 - صراحت در گفتار پیامبر
6 - گواهى حاضران
7 - راویان فراوان حدیث غدیر
با بررسى روشهاى مبارزاتى حضرت زهرا سلام الله علیها و مورد ارزیابى قرار دادن استدلالها و براهین آن بزرگ زن جهانیان ، كه همواره در طرح حماسه غدیر مى كوشید
و در نهان و آشكار
و در سخنرانیهاى عمومى
و پاسخهاى انفرادى
همه جا تلاش مى كرد تا:
حماسه غدیر را بشناساند
اهداف غدیرخم را به رخ بكشد
حماسه غدیر را جاودانه سازد
و با خطبه معروف رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در غدیرخم ، بحث و مناظره نماید
پیام غدیرخم را براى اتمام حجت بكار گیرد
هر خواننده اى را وامى دارد تا بپرسد كه :
غدیرخم چه ویژگیهایى دارد؟
كه آنهمه توجه حضرت زهرا سلام الله علیها را بخود جلب كرده است ؟
اهداف غدیرخم چیست ؟
و رسالت آن كدام است ؟
و بار تبلیغاتى آن چگونه است ؟
و چرا با زنده ساختن ((حماسه غدیر)) مى توان ، همه گمراهان را هدایت كرد؟
و عذرها و بهانه ها را مردود دانست ؟
و راه حق و هدایت را شناخت ؟

ادامه در ادامه مطلب :

ادامه :

 

اول - اعلام امامت در اجتماع بى همانند:
یكى از ویژگیهاى ((حماسه غدیر))، اعلام امامت حضرت امیرالمؤ منین (علیه السلام ) در اجتماعى بى مانند بود
كه نه درگذشته چنان جمعیتى با جاذبه هاى معنوى گرد آمدند
و نه در آینده چنان اجتماع با شكوهى تحقق یافت
در اینجا به برخى از جوانب شكوهمند آن اجتماع بى همانند اشاره مى شود:
1 - اجتماعى از سراسر بلاد اسلامى :
مردمى كه در غدیرخم گرد آمدند، و با امام منصوب از طرف خداوند بزرگ بیعت كردند، مردم یك شهر و قبیله ، یك منطقه و ناحیه نبودند، از یك نژاد و قومى گرد نیامدند، بلكه از سراسر بلاد اسلامى با شنیدن خبر شركت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) در مراسم حج ، بسوى كعبه و پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) شتافتند.
از شرق و غرب
از شمال و جنوب كشور پهناور اسلامى
از نژادهاى گوناگون
از قومیت ها و ملیت هاى متفاوت
از سیاه و سفید
از سرمایه داران و نیازمندان
از زورمداران و ناتوان ها
از بى سواد و باسواد
از مهاجر و انصار
و از همه جا
و از همه شهرها
و روستاها و بلاد اسلامى (نه تنها مردم مكه و مدینه ) براى مراسم حج گرد آمدند، و سپس در غدیرخم به امر الهى درنگ كردند، و پیام الهى را در ولایت و امامت پس از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) شنیدند، و با امام خود بیعت كردند، كه چنین اجتماعى دیگر هرگز پدید نیامد
2 - جاذبه معنوى حاضران در غدیر:
گردهم آئى حاجیان ((90 یا 120 هزار نفر)) در غدیر خم ، تنها یك اجتماع نظامى یا سیاسى نبود، بلكه جاذبه معنوى داشت
همه ، احرام پوشیده
و مراسم حج بجاى آورده
و در عرفات و منى دل را شسته
و در طواف و سعى سبكبار شده بودند
داراى حالت معنوى بودند، و از روحى پر نشاط برخوردار، و با حالت پذیرش و تسلیم به سخنان پیامبرشان گوش فرا دادند.
3 - انگیزه معنوى گردهم آئى غدیر:
پس از اعمال حج ، همه در حال بازگشت بودند، كه در سرزمین غدیرخم ، آن اجتماع عظیم حاجیان پراكنده مى شد، مصرى ها، عراقى ها، یمنى ها، مدنى ها، هر كدام به راه خود مى رفتند كه پیك وحى فرمان ابلاغ امامت را آورد و رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمان داد تا جمعیت باز ایستند
آنها كه جلوتر رفتند بازگردند
و آنان كه هنوز نیامده اند به جمعیت ملحق شوند
اجتماع انبوه حاجیان در آن روز انگیزه هاى مادى ، یا تنها سیاسى و نظامى نداشت ، بلكه بر اساس فرمان الهى ، و دستور پیامبر اسلام شكل گرفت ، تا امامت على (علیه السلام ) و ولایت اهل بیت علیهما السلام تحقق یابد.
دوم - فراوانى و انبوه حاضران :
فراوانى و انبوه جمعیت حاجیان در روز غدیرخم كه از سراسر بلاد اسلامى گرد آمده بودند یكى دیگر از ویژگیهاى حماسه غدیر است ، و تعداد جمعیت را 90 تا 120 هزار نفر نقل كرده اند، كه بهنگام بازگشت به شهر و دیار خویش در روز 18 ذى الحجة الحرام ، در منطقه غدیرخم ، به فرمان الهى گرد آمده و پس از شنیدن پیام رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) با امیرالمؤ منین على (علیه السلام ) بیعت كردند(2).
سوم - تحقق بیعت عمومى و همگانى :
رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) از آغازین لحظه هاى بعثت ، و دعوت علنى مردم به اسلام ، ولایت و رهبرى حضرت امیرالمؤ منین على (علیه السلام ) را مطرح ، و تا آخرین لحظه هاى عمر با بركتش (ماجراى حدیث قلم و دوات ) این حقیقت را به روشنى بیان فرموده ، تذكر داد.
و تنها به اعلان و اظهار عقیده و سفارش و وصیت اكتفاء نفرمود، بلكه در انتظار اوامر الهى بود تا افكار عمومى مسلمین جهان را بیدار كند، و آراء مسلمین را در پذیرش امامت و ولایت اهل بیت (علیهم السلام ) هماهنگ نماید كه سرانجام در یك رفراندوم عمومى ، و اجتماعى بى همانند، از همه اقشار مسلمین ، بیعت با امام على بن ابیطالب ، تحقق پذیرد، و در آرزوى رسیدن پیك وحى لحظه شمارى مى كرد، كه جبرئیل در غدیرخم فرمان الهى را ابلاغ فرمود:
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك
(اى پیامبر الهى ، آنچه از طرف خدا به سوى تو نازل گردیده ، امروز به همگان ابلاغ كن )(3)
كه از نظر اصول دموكراسى ، و شیوه هاى انسانى انتخابات ، در جهان گذشته تاكنون ، بى نظیر مى باشد زیرا:
رهبران دنیا یا با كودتا قدرت را بدست مى گیرند
و یا با روشهاى دروغین مردم را اغفال مى كنند
و یا هرگز به آراء عمومى مردم توجهى نداشته و ندارند
در سقیفه ، ابابكر با 21 راءى ، ناگهان به خلافت مى رسد، و خود نیز بارها اعتراف كرد كه :
خلافت من ناگهانى ((فلتة )) بود
و دومى در گرفتن قدرت ، كارى به آراء و افكار عمومى نداشت
نه شورائى مطرح بود و نه انتخاباتى
نه مراجعه به افكار عمومى مسلمین وجود داشت
و نه حتى مراجعه به آراء مهاجرین و انصار موجود در شهر مدینه
تنها مى گفتند:
با وصیت ابابكر، عمر به خلافت رسید!!
و سومى نیز در یك شوراى شش نفره ، كه داماد عمر (عبدالرحمن بن عوف ) حق ابطال یا قبول آراء موجود را داشت ، ((حق وتو)) خلافت را بدست گرفت
حال آنكه غدیرخم تحقق یك حماسه بى همانند، در انتخاب رهبرى بود، زیرا:
1 - نصب الهى دخالت داشت .
2 - پیام رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) روشنگر راه انتخاب كنندگان بود
3 - 120 هزار شركت كننده از یك شهر و قبیله نبودند، بلكه از سراسر بلاد اسلامى ، و به همه اقشار انسانى تعلق داشتند كه به امر پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) با على (علیه السلام ) بیعت كردند.
4 - و بیعت كردن ، و انتخاب رهبرى ، عمومى و آزاد و آشكارا بود.
چهارم - كیفیت والاى حماسه غدیر
پس از انجام مراسم معنوى حج (نه در یك اجتماع نظامى یا سیاسى )
و در میان انبوه مسلمین سراسر بلاد اسلامى (120 هزار نفر)
درگذرگاه غدیر
بهنگامه پراكنده شدن حجاج یمنى و مصرى و عراقى و شامى و مدنى انگیزه گردهمائى ، دستور رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) و فرمان الهى (نه قدرت طلبى ) بود.
در حضور پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و با نظارت پیك وحى بود
در آخرین سفر حج پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم )
و آخرین دستورالعملهاى سرنوشت ساز وحى الهى
بدون هرگونه ابهام و اشاره و كنایة
در روز روشن (نه پشت درهاى بسته ، یا باغ اهل سقیفه )
با اعلام عمومى و رسمى (نه كودتا و انحراف افكار عمومى )
و با آگاهاندن مسلمانان (با ایراد خطبه اى گویا كه همگان را به احكام الهى و دستورات دینى ، آشنا ساخت ، و زحمات و كوشش هاى رسالت را بیان فرمود، و خیرخواهى خود را نسبت به امت اسلامى تذكر داد، و همگان اعتراف كردند كه رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) پیامبر دلسوز، مهربان ، نصیحت گر، و عاشق امت است .)
آنگاه فرمان بیعت با امیرالمؤ منین على بن ابیطالب (علیه السلام ) را صادر فرمود، كه :
تا غروب آفتاب ، مردان
و تا پاسى از شب گذشته ، زنان مسلمان
با آنحضرت بیعت كردند.
پنجم - صراحت در گفتار
در روز غدیرخم ، در آن قیامت عظمى ، پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود:
اكنون حضرت جبرئیل بر من نازل شد تا پیام الهى را بهمگان اعلام كنم
پس اعلام كنید:
((رفتگان باز گردند، و آنانكه هنوز نرسیده اند به ما ملحق شوند.))
پس از اجتماع 120 هزار حاجى كه از مراسم بازگشته بودند، در آن هواى گرم ، بر روى جهاز شتران بالا رفت ، و پس از حمد و سپاس پروردگار، و تذكر دادن نعمت هاى فراوان الهى ، و یادآورى زحمات و رنج بزرگ دوران رسالت ، و اتمام حجت با انبوه مسلمانان سراسر بلاد اسلامى ، به تشریح و تبیین پیام الهى در امامت على بن ابیطالب (علیه السلام ) و فرزندان او تا قیام قیامت ، پرداخت با كلماتى :
گویا و رسا
فصیح و بلیغ
روشن و آشكار
بى ابهام و كنایه
بى استعاره و اشاره
با زبانى قابل فهم عموم مردم حاضر در صحنه
بى ترس و هراس
و بدون شك و تردید
كه پس از آن خطبه گویا و بیان جاودانه و رسا، هیچكس در راه هدایت ، و انتخاب امام برحق ، تردیدى نداشت
در اینجا به برخى از قسمت هاى مهم سخنرانى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) اشاره مى كنیم :
1 - اعلان نزول پیك وحى براى معرفى امامت
پیامبر گرامى فرمود:
ان جبرئیل (علیه السلام ) هبط الى مرارا ثلاثا یاءمرنى عن السلام ربى و هو السلام اءن اءقوم فى هذا المشهد، فاعلم كل ابیض و اءسود اءن على بن اءبى طالب اءخى و وصیى و خلیفتى على امتى والامام من بعدى الذى محله منى محل هارون من موسى ، الا انه لانبى بعدى ، و هو ولیكم بعد الله و رسوله و قد اءنزل الله تبارك و تعالى على بذلك آیة من كتابه .
(انما ولیكم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤ تون الزكوة و هم راكعون )(4)
و على بن اءبى طالب الذى اقام الصلوة و آتى الزكوة و هو راكع یرید الله عز و جل فى كل حال .(5)

(همانا جبرئیل (كه درود خدا بر او باد) سه بار بر من نازل شد، و سلام خدا را رساند، و فرمود كه در این مكان (غدیرخم ) توقف نمایم ، و به سیاه و سفید شما اعلام كنم كه على بن ابیطالب ، وصى و جانشین و پیشواى شما بعد از من است ، جایگاه او نسبت به من ، مانند هارون نسبت به موسى پیامبر است ، با این تفاوت كه پس از من پیامبر نخواهد آمد، على (علیه السلام ) پس از خدا و پیامبر رهبر شماست ، و خداوند بزرگ آیه اى در قرآن در همین مسئله نازل فرمود كه :
همانا رهبر و سرپرست شما خدا و رسول او و كسانى كه ایمان آورند، و نماز را بپاى دارند، و در حال ركوع زكات بپردازند.
و مى دانید كه على بن ابیطالب ، نماز را بپاداشت ، و در حال ركوع زكات پرداخت و در هر حال خدا را مى طلبید)
2 - علل صبر و انتظار پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم )
آنگاه به علل ((سیاست صبر و انتظار)) اشاره مى كند
كه چرا تاكنون صبر كرده و براى على (علیه السلام ) بیعت عمومى نگرفته است .
و ساءلت جبرئیل (علیه السلام ) اءن یستعفى لى السلام عن تبلیغ ذلك الیكم - ایها الناس - لعلمى بقلة المتقین ، و كثرة المنافقین ، و ادغال الآثمین ، و حیل المستهزئین بالاسلام ، الذین وصفهم الله فى كتابة : (باءنهم یقولون بالسنتهم ما لیس فى قلوبهم و یحسبونه هینا و هو عند الله عظیم )(6) و كثرة اذاهم لى غیر مرة ، حتى سمونى اذنا، و زعموا اءنى كذلك لكثرة ملازمتة ایاى ، و اقبالى علیه ، و هواه و قبوله حتى اءنزل الله عز و جل فى ذلك قرآنا.
(و منهم الذین یؤ ذون النبى و یقولون هو اذن قل اذن خیر لكم ...)(7)
و لو شئت اءن اسمى القاتلین بذلك باءسمئهم لسمیت ، و ان اءومى ء الیهم باءعیانهم لاءوماءت ، و ان ادل علیهم لدللت ، و لكنى والله فى امورهم قد تكرمت .

(از جبرئیل ((درود خدا بر او باد)) درخواست كردم ، تا مرا از اعلام ولایت على (علیه السلام ) معاف بدارد، زیرا اى مردم مى دانم كه تعداد پرهیزكاران اندك ، و شمار منافقان فراوان است ، و گنهكارانى پرفریب ، و نیرنگبازانى كه اسلام را مورد استهزاء قرار مى دهند وجود دارند، آنانكه خداوند بزرگ در كتابش نسبت به آنها فرمود:
((با زبانهاى خود چیزى را مى گویند كه در دل باور ندارند، و گمان مى برند این كار ساده اى است ، در صورتیكه این گونه دو روئى ها در نزد خدا گناه بزرگى است .))
همانها كه بارها مرا آزار دادند، تا آنجا كه به من تهمت زدند، و گفتند:
((پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) تسلیم و گوش به فرمان دیگران است و از خود اراده اى ندارد.))
چون من همواره با على (علیه السلام ) بودم ، و او زیاد مورد توجه من بود، نتوانستند از روى حسادت تحمل كنند، تا آنكه خداوند بزرگ آیه اى نازل كرد و پاسخ یاوه گوئیهاى آنان را داد و فرمود:
((برخى از منافقان ، پیامبر را آزار داده مى گویند، او سر تا پا گوش است ، بگو، پیامبر گوش دهنده سخن خوب باشد براى شما نیكو است .))
هم اكنون اگر بخواهیم منافقان را با نام و نشان معرفى كنم ، یا با انگشت به سوى آنان اشاره نمایم ، یا مردم را براى شناخت آنان راهنمائى كنم ، مى توانم .
اما من ، سوگند به خدا، نسبت به آنان كرامت و بزرگوارى پیشه مى سازم .)
3 - اعلام ولایت عمومى و جهانى امیرالمؤ منین (علیه السلام )
پس از اعلام نزول پیك وحى ، و اهداف معنوى آن ، و افشاگرى نسبت به توطئه هاى منافقان ، و تشنگان قدرت ، و منتظران فرصت ، به اعلام ولایت و امامت پرداخته و اصل امامت و رهبرى را یك ضرورت اجتماعى ، و یك حقیقت غیرقابل انكار مى شناساند.
كه هیچ قوم و قبیله اى ، هیچ جامعه پیشرفته یا ابتدائى ، نمى تواند بدون امام و رهبر، به تكامل واقعى دست یابد، فرمود:
فاعلموا معاشر الناس ! ذلك فیه وافهموه واعلموا اءن الله قد نصبه لكم ولیا و اماما فرض طاعته على المهاجرین و الانصار، و على التابعین لهم باحسان ، و على البادى و الحاضر، و على الاعجمى و العربى ، و الحر و المملوك و الصغیر و الكبیر، و على الاءبیض و الاءسود، و على كل موحد، ماض حكمه ، جاز قوله ، نافذ امره ، ملعون من خالفه ، مرحوم من تبعه ، و صدقه ، فقد غفرالله له و لمن سمع منه و اءطاع له ...
ثم من بعدى على ولیكم و امامكم باءمر الله ربكم ، ثم الامامة فى ذریتى من ولده الى یوم تلقون الله و رسوله .

(بدانید اى جمعیت انبوه ! همانا خداوند على (علیه السلام ) را رهبر و امام شما قرار داد، و فرمانبرى او را بر مهاجرین و انصار، بر پیروان مهاجرین و انصار كه راه نیكى پیمایند، بر اهالى شهرها و روستاها، بر حاضر و غائب ، عرب و عجم ، آزاد و بنده ، كوچك و بزرگ ، سیاه و سفید واجب كرده است .
و بر هر خداپرستى ، حكم او جایز و قول او نافذ، و فرمان او واجب است .
كسى كه با او مخالفت كند ملعون ، و كسى كه از او پیروى كند به رحت الهى خواهد رسید
تصدیق كننده او مؤ من است ، خدا او را، و آنكس را كه از او شنوائى داشته ، و اطاعت كند مى آمرزد.
آنگاه پس از من ، امام شما على (علیه السلام ) است ، امامى كه به امر پروردگار شما تعیین گردیده ، و پس از او، امامت در خاندان من از فرزندان على (علیه السلام ) تا روز قیامت قرار خواهد داشت ، روزى كه شما خدا و پیامبرش را ملاقات خواهید كرد.)




تاریخ آخرین ویرایش:- -